دخترکم دو ساله شدنت مبارک.اسطوره درد و تحمل من .
آنیتا گلم هرچند تمام این دوسال تو در درد و رنج خلاصه شده و بس و روزهای خوشی چون نشستن و ایستادن و راه رفتن رو برایم به خاطره گذاشتی اما حال این روزهای ما کم از مردن نیست دخترک گلم اسطوره درد و تحمل دخترک با شعورم هر موقع مادر اشک میریزد تو با نگاه های معصومت نگاهم میکنی و سعی میکنی حالت رو عوض کنی بازی کنی و بخندی من میفهمم میفهمم تو چقدر درک میکنی همین برای ذره ذره آب شدنم کافیست این روزها بغض عجیبی گرفته ام توانایی صحبت کردن هم ندارم فقط به عشق پدری خودم را نگه میدارم در هرجایی که تنها باشم اشک میریزم و خدا را صدا میزنم نکند اشک هایم گونه های تو و پدری را خیس کند و غصه هایتان را دو برابر خجال...


